بُزُرْگْمِهْر بُخْتَگان (سده ۶ میلادی) فرزند بُختَگ٬ وزیر خردمند خسرو انوشیروان ، از نویسندگان و دانایان زمان ساسانی بود که از زمان جوانی پیشه دبیری و آموزگاری را برگزید تا فرزندان ایران را در یادگیری و آموختن یاری رساند. او از هوش سرشاری برخوردار بود و در امر آموزش هر روز از شیوه های جدید استفاده می کرد همین کار او موجب شد بچه ها به یادگیری علاقه بیشتری نشان دهند و موجبات شادی و خرسندی پدرو مادران خویش را فراهم نمایند هنوز زمان زیادی از آغاز کارش نگذشته بود که شاگردان بسیاری برای فراگیری دانش به او سپرده شدند کم کم عنوان استادی را از آن خود کرد آوازه او به گوش پادشاه ساسانی رسید و خیلی زود برای آموزش و پرورش فرزند انوشیروان، هرمز فراخوانده شد.
هرمز ابتدا نسبت به بزرگمهر بد رفتاری می کرد و از حضور او خشمگین بود بنابراین از هر فرصتی استفاده می کرد تا استاد را آزرده سازد. بزرگمهر که می دانست آموزش دادن به شاهزاده ای که آینده ایران در دست او خواهد بود بسیار مهم است پا عقب نگذاشت و با تغییر روش آموزش خود و مهر و محبتی بسیار توانست هرمز را به درس علاقه مند سازد به گونه ای که مهر استاد را در دل گرفت و از این رو به آن رو شد بزرگمهر با بینشی بالا توانسته بود از دانش روانشناسی بهره بگیرد و شاه آینده ایران را به سوی دانستن و اندیشیدن آورد. جایگاه بزرگمهر بالا گرفت، تا جایی که به وزارت رسید و در امور کشوری با شایستگی بسیار به انوشیروان خدمت نمود. بزرگمهر از خرد بسیار بالایی برخوردار بود .حکایتهای زیادی از خردمندی او گفتهاند. یکی از داستانهای مشهور بزرگمهر پاسخ به پرسشی است که در جمع خردمندان و در پیشگاه انوشیروان داده: گروهی از اندیشمندان گرد هم سخن می گفتند یکی از آنها پرسید بزرگترین بدبختی چیست؟ فیلسوف یونانی گفت پیری و کُودنی که با تنگدستی و نداری با هم باشد، دانشمند هندی گفت بیماری های جسمی که با دردهای روحی فزون گردد، بزرگمهر گفت وقتی که آدمی ببیند عمرش در حال به پایان رسیدن است و کار نیکی نکرده ، این بدترین بدبختی هاست. این پاسخ در پیش خسرو بسیار پسندیده آمد و مقام و ارج بزرگمهر در برابر دانشمندان و فیلسوفهای خارجی نمایان شد.
( دیورسام بزرگ ) پادشاه هند، برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهرههای آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و ( تخت ریتوس ) دانا ترین مرد هندی را نیز گمارده انجام این کار ساخت. او در نامهای به پادشاه ایران نوشت: از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوه آنچه را که به نزد شما فرستادهایم باز گویید و یا پس از این باج برای ما بفرستید.
شاه ایران پس از خواندن نامه، چهل روز زمان خواست . هیچ یک از دانایان در این چند روز ،چاره و روش آن را نیافتند تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: این شطرنج را چون میدان جنگ ساختهاند كه دو بازیکن بوسیله مهرههای خود با هم میجنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز میشود . بزرگمهر رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهرهها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد
پس از آن ( تخت ریتوس ) مرد دانای هندی با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیله بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما پاسخ این بازی را دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید چون گذشته باجگزار ما بمانید. تخت ریتوس به شاه هند مشورت کرد دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند ( وین اردشیر ) را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران بماند.
بر اساس یافته های باستان شناسان اولین بار این بازی در شهر سوخته زابل انجام می شده که بقایای آن در گورستان شماره ۷۶۱ با ۶۰ مهره پیدا شدهاست. بزرگمهر نام آن را به افتخار اردشیر بابکان، بنیانگذار سلسله ساسانی، نیواردشیر میگذارد. بنا به متن کتاب شطرنجنامه (یا گزارش شطرنج و نهش نیو اردشیر)، در ابداع آن از نمادهای متعددی استفاده مینمایند. مثل تخته بازی به زمین، سیاهی و سپیدی مهرهها به شب و روز و تعداد مهرهها (که سی عدد است) به سی روز ماههای تقویم ایرانی، گردش گردانهها(تاسها) به چرخش افلاک و ستارگان و گردش مهرهها به حرکت مردمان تشبیه شدهاست که به فرمان چرخش آسمان و سیارهها قرار دارند . همچنین چیدن مهرهها در آغاز کار به آفرینش و زدن مهرهها به برخورد و کشتار انسانها و دوباره نشستن آنها به زایش و بیرون رفتن آنها از صفحه بازی به مرگ تشبیه گردیدهاست. نماد پردازی حتی در شرح شماره تاسها نیز دیده میشود که ۱ نشان اهورامزدا (خدای بزرگ) ۲ نشان دو مینو(انگره مینو و سپنتا مینو)؛ ۳ نشان اندیشه، گفتار و کردار نیک؛ ۴ نشان عنصرهای چهارگانه خلقت یعنی آب، باد، خاک، آتش ؛ ۵ نشان پنج روشنی خورشید، ماه، ستاره، آتش، آذرخش و ۶ به شش گاهنبار مانند شدهاست. در تلمود نیز به این بازی اشاره شدهاست. در یونانی به آن کوبیا میگوینددر حال حاضر پایتخت ساخت تخته نرد در ایران، شهر سنندج می باشد.

تخته نرد
جدای از این کشف بزرگ نوشتاری بزبان پهلوی بنام پندنامگ وزرگمهر بختگان یعنی پندنامهٔ بزرگمهر پسر بختگان به وزیر پاک سرشت ساسانی منسوب است که دارای ۴۳۰ کلمه می باشد. همچنین در جوامع الحکایات آمده است روزی از سرزمین روم نامهای به انوشیروان رسید. در نامه مطلبی معما گونه نوشته شده بود. همه دانشمندان بزرگ شهر جمع شدند تا نامه را بخوانند، اما نتوانستند ولی بزرگمهر مطالب آنرا فهمید و مفهوم نامه را ترجمه کرد. آری این است هوش و درایت مردان بزرگ ایران. از سخنان حکیمانه بزرگمهر وزیر دربار انوشیروان عادل پادشاه بلند مرتبه سلسله ساسانیان ایران به چند نمونه اشاره می کنیم :
« ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد ».
« آنچه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد» .
«فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالاییم» .
« برترین دانش ها یزدان پرستی است ».
«دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر»
«کوشش هنگامی بی زیان تر است که با رشک و حسد همراه نباشد»
«چه کسی امیدوارتر است انسان کوشایی که لطف خداوندی یار او باشد»
درونمایه یادگار بزرگمهر در حدود ۲۶۳ پند و اندرز است که عمل به آنها انسان را به سوی راستی و درستی رهنمون می کند. سخنان این بزرگمرد همه نیکی است و راستی و درس زندگی که در همه حال می توان از آن بهره برد. خداوند روانش را شاد گرداند.